تبليغاتX
" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> المیرا صفرزاده
 سلام

 

دل تکه وپاره ی تو باید باشد

 

سوسوسی ستاره ی تو باید باشد

 

دریایی و بی کران وآبی . دل من

 

درقدو قواره ی توباید باشد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پرواز مرا از قفسم می گیرد

 

از مسلخ میله ها پسم می گیرد

 

در نقطه اوج آسمان هم باشم

 

آنجا که توباشی نفسم می گیرد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یکبار در این قمار بردن خوب است

 

یکبار کمی شراب خوردن خوب است

 

من تجربه کرده ام دراین فصل از سال

 

امروز هوا برای مردن خوب است!!

ّ

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 16:53 توسط المیرا صفرزاده| |
نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388ساعت 13:15 توسط المیرا صفرزاده| |

 

کلاغ پر زد و دستت بلند...،همبازی

که می فروشی اش این بار چند همبازی؟ 

به قیمت دو ،سه،لبخند از من؟

به دلنشینیِ یک حبه قند همبازی!

به رو سیاهی...،نه!این که رو سیاهی نیست

کلاغ فرصت خوبی...،بخند همبازی!

کلاغ ِحس قشنگی که می پرد از سر ِ

نمی شود به زمین پای بند همبازی

به نفع بال و پرش نیست،سنگها خود را

به بی گناهی او می زنند همبازی

کلاغ پر بزند بهتر است،باور کن

نمی رسد به سیاهی گزند همبازی

دوباره دست خودت را کنار دستم تا...

کلاغ پر بزند تا...،بخند همبازی!

 

 

 

تا بودن تو کنار من محدود است

تا راه تو سمت راه من مسدود است

حس کن چه به حال و روز من می گذرد

بیچاره دلم همیشه در کمبود است

 

 

 

 

پرواز نکردیم٫قفس می داند

آسوده کشیدیم٫نفس می داند

ما نسل درون پر قو خوابیده

کوتاهیمان را همه کس می داند

 

 

 

 

این آینه را سیاه و چرکین نکنید

کوتاه بیایید. و نفرین نکنید

از من به شما نصیحت عاقل باشید!

تکلیف برای عشق تعیین نکنید

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه 19 آذر1387ساعت 18:10 توسط المیرا صفرزاده| |